تدریس مزاج شناسی استاد خیر اندیش (جلسه دوازدهم)

تدریس مزاج شناسی تخصصی

مدرس: استاد خیراندیش

جلسه: دوازدهم

 

کاربرد مزاج شناسی

 

با چند مثال؛ کاربرد مبحث مهم مزاج شناسی را برای شما بیان میکنم:

 

مثال اول:

خانمی از  همکاران سابق ما اصرار زیاد داشتند که من در یک مسابقه کوهنوردی می خواهم شرکت بکنم وحتما بایداول بشوم.

گفتم شما ۳۸ سال داری، و متاهل هستی؛ رقبایت چه کسانی هستند؟

گفت رقبای من دخترانی هستند که سنشان مابین ۱۸ تا ۲۵ سال است.

من به ایشان عرض کردم رقبای شما مجردند و توانمند.

اما ایشان اصرار داشت که من باید برنده شوم!!

از ایشان سوال کردم که چرا اصرارداری که برنده بشوی؟

پاسخ داد که جایزه موبایل می دهند،سفرخارج می دهند، چه و چه می دهند، زندگی مرا دگرگون می کند….

به ایشان توصیه کردم که شما یک قاشق مرباخوری فلفل با عسل مخلوط(قاطی) کن بخور، برو بالا بخور و گزارشت را به من بده. “یک قاشق با سه برابر عسل “.

حالا فلفل سفید هم باشد اشکال ندارد شما یک قاشق مرباخوری بخور. فقط برگشتنی گزارشت را به من بده.

برگشت و اطلاع داد که  برنده شده است. میگفت اگرقرار نبود درکوه سرطناب گروه را داشته باشم ،سرطناب گروه را می گذاشتم ومی رفتم بالا. یعنی فرد انقدر انرژی پیدا کرده بود.

 

 

مثال دوم:

ایران یک امپراطوری بزرگ است. سه هزارسال درکره زمین حاکمیت کرده ، صدهزارنفر سرباز می برد ده سال دراین  گوشه دنیا می جنگیده است. خوب چه غذایی را به اینها می داده است؟؟

ازگرمسیربه سردسیر؟

یک گروهی ازلشکر از جنوب ایران  سرازیر می شوند به شهرکرد که می رسند، مواجه می شوند بابرف!!! ازکجا اینها لباس پشمی وشال وکلاه پشمی بیاورند؟؟؟؟

به مشاورطبی لشکر می گویند چه کارکنیم ؟

می گوید شبی یک قاشق مرباخوری فلفل و عسل به اینها بدهید. اینها اگر کت و زیرپیراهن داشته باشند در می آورند. البته باید تا هروقت بخورند که آلرژیش اذیتش نکند.

گرمش می کند گرمِ گرم.این لباس است یک لباس سیستمیک.این حلال است انرژی زای محض است.

 

مخاطب مثال قبل من، زن بود. یعنی جنس مؤنث .جنس مؤنث سرد است.

در سن سردی هم بود، ازدواج کرده بود. بالای سن ۳۵ سال، سن ۳۸سال. بنابراین وارد سن سردی هم شده بود.

علائم غلبه دم درطبعش وجودنداشت، سفیدی پوست داشت، پنهانی عروق داشت، همه چیزهایی که نشانه سردی است، داشت ولی این غذا توانسته بود او را نسبت به رقبای خودش که درسن گرمی هم بودند برتری بدهد.

 

خوب این فاکتورها را بایستی حتما در معاینات لحاظ کنیم.

الآن چه غذای غالبی را مصرف کردند؟ و در نظام زیست خودشون چه غذایی را بیشتر مصرف می کنند؟

 

مثال سوم:

در مورد ژاپن گفته می شود که “کی کی بای” درآنجا، ۲۰میلیون انتشاردارد (افسردگی نوجوانی ).

کشورژاپن که رنج اقتصادی آن بالاترین است!!!!

 

در  هند که این سطح فقر بیداد می کند، اصلاًافسردگی نداریم ولی در ژاپن داریم .

 

به مزاج شناسی مراجعه می کنیم. می بینیم بله آنجا کشوری سرد و تر است و غذای غالب آن ماهی و برنج است

 

پس باید افسردگی داشته باشند.

درهند شاه و گدا با هم زندگی می کنند .به محض این که فرصت می کنند می رقصند. هرجایی که موقعیت فراهم شد رقص است. وقتی به غذایشام توجه میکنیم متوجه میشویم اصلا از فلفل جدا نمی شوند.

 

دوستی داشتم دربخش مترجم روابط بین الملل تلویزیون بود. یک شب مرا دعوت کرد. کشمیری بود. گفتم دکترمرادعوت می کنی ، حتماً به من غذای ایرانی بده.

گفت باشد.من غذای ایرانی خواهم داد.  رفتم آنجا .قاشق اول را خوردم ، دوم وسوم را که خوردم دیگر نتوانستم؛

گفتم مگه قرارنبود غذایی ایرانی به من بدهی؟

گفت من فقط سه قاشق فلفل ریختم!!!

گفتم چی ؟!سه قاشق فلفل؟! مگرخودت چقدرمی خوری؟! گفت ما یک پیاله!!!!

 

این طوری از این شخص انتظارداریم ،ازاین جامعه انتظارداریم گرمی غالبش اینقدر باشد. همیشه دروَجد باشد.یک پارچه دارد که گاهی عمامه سیک های هندی است،گاهی لباسش، گاهی پتویش. باهمین زندگی می کند.هیچ فکراین را نمی کند که شب چه خواهدشد، کجاخواهد بود ،کجا می خواهد بخوابد؟ فکرش رانمی کند.زندگی می کند؟

فلفل خورده ،گرم است.

 

بنابراین غذای غالب تعیین کننده جهت گیری رفتاری یک جامعه می تواند باشد و بعد ایدئولوژی سوار می شود.

 

نتیجه می گیریم که موقعیت جغرافیایی، برآیند کل فاکتورهای مزاج، غذای غالب، ژن اولیه و بالاخره رفتار و ورزشهای حاکم. ورزشهایی که دربعضی کشورها به صورت یک فرهنگ مداوم درآمده اند انسان را سرپا نگه می دارد. انرژی می دهد، می شود با ورزش یک نفر افتاده پخمه بلغمی رابه حرکت درآورد.

 

https://telegram.me/joinchat/DXph7kDEs2ciiVGoIhfpeg

 

آموزشکده تخصصی طب سنتی اسلامی




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *