شرح اجتهادی کتاب هدایه المتعلمین فی الطب جلسه (۲۷)

تدریس طب ایرانی اسلامی
شرح اجتهادی کتاب هدایه المتعلمین فی الطب
مدرس: استاد حکیم خیراندیش
جلسه: بیست و هفتم (۲۷)

متن کتاب هدایه:
انواع سودا
بدانک‏ سودا دو کونه بوذ یکى سودا طبیعى و این‏ دردى خون بوذ کیاذ کردیم‏ و از منافع این سودا آنست کى هر اندامى را کبمزاج‏ سرذ بوذ و خشک، طبیعت این سودا او را غذا کند جن اندکى با خون رفته بوذ

شرح استاد:
اندام سودایی مثل استخوان که غذا می خواهد .
اگر این سودا در تن وجود داشته باشد انسان یک آرامش ، متانت و واقع بینی ای دارد و جو گیر و جو گرا نمی شود.

واقع بینی کامل ناشی از وجود سودای معتدل در سراسر تن هست پس سودا لازم است .

یک نفر سوداوی معتدل بهترین طبع دارد که محبت و شور و عتاب و امر و نهی آن بجا هست . در امر به معروف خیلی ها امر کننده هستند ولی جرأت نهی کردن ندارند ولی یک آدم معتدل کسی هست که امر و نهی او مساوی و معتدل باشد . نه باید مردم را لوس و نه ترسو بار آورد .

اگر بخواهیم در مصداق پیاده کنیم کسانیکه سودای اعتدالی دارند ، اعتدال رفتاری دارند . بی سودائی خوب نیست . سوداء نیاز هست . چرا آدم ها وقتی به سن ۴۰ یا ۵۰ می رسند یک مقدار اقتصادی می شوند . چون می فهمند که پول هم لازم است و زندگی باید درب و پیکری داشته باشد ولی در بخش اول زندگی اش که صفرا غالب بود نمی فهمید . اینجا در تن بحث می کند . می گوید اخلاق مردم آهسته کند . که در این جمله همه ی اینها را خلاصه کرده است .

همین سودا مقداری از آن از طریق طحال به معده آمده و موجب اشتها می شود . سودا اشتها آور است و شهوت غذا را بیشتر می کند . رطوبت زمینه است ولی اشتهای آنی را سودا درست می کند .

اگر از حد طبیعی بیشتر شود مالیخولیا می شود . مالیخولیا افراط در هر موضوعی است . موضوعش مهم نیست که چی باشد . هر موضوعی که بیشتر در زندگی گرایش داشته است . مثلا بادیگارد شاه بوده ، در همان منش شاهی گیر می کند .

سودا خیالات را عینی می کند مثل حتک نوشته ای روی سنگ که چقدر واقعی هست .

مالیخولیا یعنی عینی سازی تفکر غالب هر شخص در زمان سلامت .
و بر اساس این تفکر خیالی ، عمل می کند . واقعا فکر می کند که خدا یا امام زمان هست . یا واقعا خودش را قاتل می بیند .

برای این افراد باید سرکنگبین داد .

متن کتاب هدایه المتعلمین فی الطب:
بسوى‏ اندام و اخلاق مردم آهسته کند و هر روزى ازین سوداى طبیعى جزوى بمعده ایذ از سبرز تا شهوت طعام بیفزایذ و جن این سودا اندر همه تن بسیار کردد آن بیمارى ایذ کى ورا مالیخولیا خوانند و جن ببوسذ تبهاء ربع آیذ و آماس سبرز و اکرین سودا اندر معده‏ بسیار افتد آن بیمارى آرذ کى ورا شهوه الکلبیه خوانند و اما سودا بمزه ترش بوذ و برنک خاکسترکون بوذ و تیره‏رنک و بحقیقت کش سیاه این بوذ.

شرح استاد:
تب های ربع می آید و می رود و ساعت های حضورو غیابش کم و زیاد می شود . و چون پوسیده مرکز انباشتش که سپرز بوده است آسیب رسانده و موجب ورم شده است .
چون ماده سرد و خشک است پوسیدنش موجب ورم می شود .

ماست وقتی ترش می شود پف می کند . کمپوت هم اگر کاملا نپخته باشد همینطور می شود . شربت سینا اگر کاملا نجوشیده باشد که قندش اشباع شود و چون مقداری بلغم در آن است پف می کند و گاز دار می شود .

سردی عفونت می کند نه گرمی .

اگر ده سال هم نبات را بذاری ، عفونت نمی کند . همچنین شکر چون بلور گرمی است . شیره اگر به غلظت برسد ترش نمی شود ولی اگر به غلظت نرسد چون ماده ی رطوبی در آن است بعد از مدتی ترش می کند .

اشتهای سگانه ناشی از این سودا است .
سودای طبیعی باید در معده می افتاد تا اشتها بیاید ولی چون در اینجا غیر طبیعی است موجب اشتهای سگانه می شود . پس هم بلغم شور و هم سودای غیرطبیعی موجب اشتهای سگانه می شود.
اگر شخص خشک و پراشتها باشد از سودا آمده و اگر پف آلود و پر اشتها باشد بخاطر بلغم و رطوبت است .

کِش سیاه ، خاکستری پر رنگ می باشد . ( نوک مدادی )

الان مرحله ی متن خوانی و فهم متن هست . مرحله ی سوم اجتهاد است که نظرات مختلف را می بینیم .
سوالات دیگران از بنده همگی به اطلاعات من اضافه می کند .

ادامه دارد….

عضویت در کانال مرجع تخصصی طب ایرانی اسلامی

https://telegram.me/joinchat/DXph7kDEs2ciiVGoIhfpeg




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *