اخلاق پزشکی استاد رحیم پور ازغدی جلسه دوم

به نام خدا

بخش اول: اخلاق پزشکی

سلسله مباحث: استاد رحیم پور ازغدی

جلسه :دوم

 

در روایت داریم که  میگوید وقتی با مریضی روبرو میشوید تهدیدش نکنید چون فقیر در برابر غنی و مریض در برابر پزشک یک حالت غریبی دارند؛

وجود تسلیم است چون نگاهش به اوست چون محتاج به اوست.

چون (فقط) جسمش شل نمیشود (بلکه) مریض وقتی که دراز میکشد عظلات روحش هم شل میشود تسلیم شده و امید بسته (است.)

پس میگه تهدیدش نکنید تا درد معنوی به درد جسمی اش وارد نشود نترسانیدش حتی اگر قرار است با مرگ مواجه شود به او شجاعت بدهید.

در رساله های بعضی از عرفا تعبیر قشنگی آمده که  یکی از این اولیا که کارش سلمانی بوده؛

ایشان یک روز نشسته بوده و یک نفر آمده و گفت آقا اگه میشه من رو زودتر سلمونی کن من رو فلان کس فرستاده،

 یکی آمد گفت من رو حاکم فرستاده پس منو زودتر،

 میگوید یک فقیر گدایی آمد عفونت و ژولیده و اینکه به سرش نگاه کردم دیدم شپش هم داره گفتم تو رو کی فرستاده گفت من رو خدا فرستاده

میگه اون رو کشیدم جلو و اون سر پرشپش او را بوسیدم و نوازشش می کردم و میگفت تو رو خدا فرستاده و من از وقتی این را سلمونی میکردم تا وقتی کارش تمام شد اشک می ریختم گریه میکردم و سرش را شست وشو میدادم

چون اون رو خدا فرستاده بود و به بقیه گفتم برید.

 خب این  نگاه ها در فرهنگ ما است راجع به مریض و کسانی که ما دیدیم مثلا همین آیت الله جواد آقای تهرانی  که شماهم اسمشان راشنیده اید دوستان ما میگفتند در بحث حقوق بشر میگن در حیاط نشسته بودیم که وقتی جلسه تمام شد و اومدیم به کوچه این جواد آقا گفت که من باید برگردم و ما معطل ماندیم تا ایشون رفتن و برگشتن بعد ما اصرار کردیم  که چرا رفتید وایشون گفتند که من اومدم دیدم مورچه ای روی عبای منه  و ما اونجایی که نشسته ایم این مورچه راه رو گم کرده و اومده بالای من.

من الان دارم میرم کجا و کجا این مورچه از روی عبای من(اگر) بیفته و خانوادش رو گم کنه (؟)

و هر چی فکر کردم دیدم کار من مهمتر نیست  برگشتم همونجایی که نشسته بودم این مورچه را  گذاشتم زمین و برگشتم

 میخواهم بگم چقدر توجه هست راجع به این مسائل

 راجع به امام در پاریس نقل میکنند که یکی از اطرافیانشان میگوید ما یک روز رفتیم میوه ی ارزان خریدیم به اندازه ی  دو روز میوه خریدم

 وقتی آمدم خانه امام گفت چرا میوه گرفتی؟

 گفتم آقا چون ارزون بود

  آقا گفت پاریس هم یک آدمهایی داره که میوه ی ارزون میخوان اونها، تو به چه حقی همه ی اونا رو خریدی و آوردی.

دستور داد به من که میوه هایی که پیش از مصرف اون روز بود بر گردونم اونجا.

راجع به آقا شیخ بروجردی که از این افراد خیلی بودن ایشون داشت از خیابون رد میشد دید که سر زباله دعواست و این نفر میگفت مال تویه و طرف دیگه میگفت مال تویه جمع کن و ایشون در بروجرد  قبرشونه و مردم زیر تابوتشان گریه میکردند ایشان جلو آمدند وگفتند دعوا سر چیه میگن سر زباله ها

 این میگه مال منه ومن هم میگم مال خودته جمع کن

 ایشون عباشون رو پهن میکنن ومیگن این زباله ها مال منه.

این کسانی که تربیت شدگان این دستگاه هستند

در عالم پزشکی هم چنین است

من یادم میاد که اسم دکتر شیخ زیاد برده میشد حالا آدم مذهبی نبود

 ولی آدمی بود که مقداری درد انسان داشت میگن او ظرفی داشته که مریض هر چقدر توانش بوده می انداخته داخلش(برای حق ویزیت) که به بعضی ها خودش گفته بود بعضی ها میان سر نوشابه یا ریگ میندازن در این ظرف منم میفهمم هیچی نمیگم و با دوچرخه میرم تا این ها روشان بشه پول ندن.

چون اگه با ماشین برم میگن این حتمی پول میخواهد

 از اینها در بین خودمان زیاد داریم و من  مطمئن هستم بعضی از اون ها را بانام میشناسیم که  آقای دکتر نورالاهیان در مشهد که الان حتما باز نشست شده  اند بارها در مطبشان دیدم

 در روایات میگوید  اعتمادی که انسان در برابر پزشک میکند نباید سوء استفاده شود و خیانت بشود

 از اون طرف داره که درد کشیدن خودش امتحان و آمرزش است

مریض باید صبر کند و از این طرف میگه چشمی که شب برای خدا و خدمت به خلق خدا شب بیداره  و نخوابه این چشم عذاب جهنم را نخواهد دید این ها را باید به دانشجویان بگوییم …

 

 

کاری از موسسه پرتو سبز هستی

کانال مرجع تخصصی طب ایرانی اسلامی

https://telegram.me/joinchat/DXph7kDEs2ciiVGoIhfpeg




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *