تاثیر مبانی فلسفی و جهانبینی ابن سینا بر طب سینوی

ا توجه به اینکه انسان ساحت ها و ابعاد مختلفی دارد، دانشمندان علوم مختلف هریک بعد خاصی از ابعاد آدمی را تحقیق و مطالعه میکنند. اکنون این سوال پیش می آید که هریک از این ابعاد چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ آیا میتوان هریک از ساحات وجود انسان را بدون درنظر گرفتن سایر ساحت ها […]

ا توجه به اینکه انسان ساحت ها و ابعاد مختلفی دارد، دانشمندان علوم مختلف هریک بعد خاصی از ابعاد آدمی را تحقیق و مطالعه میکنند. اکنون این سوال پیش می آید که هریک از این ابعاد چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ آیا میتوان هریک از ساحات وجود انسان را بدون درنظر گرفتن سایر ساحت ها مورد مطالعه قرار داد؟
بنابر تحقیق نهایی در حکمت متعالیه، ساحات و مراتب وجودی انسان با همه کثرات آن به وجود واحد، موجود است و انسان دارای وجود واحد ذومراتب است. ساحات وجودی انسان نه تنها با یکدیگر تقابل ندارند، بلکه همه این مراتب، ظهور حقیقت واحد انسان است. بر اساس دیدگاه فیلسوفان مسلمان، فعالیت های بدن نظیر تغذیه، ترمیم، تولید مثل و واکنش و فعالیت های اعضاء و جوارح به عملکرد روح وابسته است. اکنون بر این اساس میتوان گفت که اگر ساحات وجودی با یکدیگر ارتباط تنگاتنگ دارند، علومی نظیر فلسفه، جامعه شناسی، روانشناسی و طب که هریک به جنبه خاصی از انسان میپردازند نیز ضرورتاً با همدیگر مرتبط هستند، زیرا علوم، حاکی از واقع اند و واقع انسان نیز دارای اثر متقابل و ابعاد مرتبط با یکدیگر است که هریک از این ساحت ها با یکدیگر داد و ستد دارند. در فلسفه از ساحت روح آدمی و در طب از بدن مادی بحث میشود. همانطوری که روح و بدن با یکدیگر ارتباط دارند، فلسفه و طب نیز به عنوان علوم ناظر بر روح و بدن با یکدیگر ضرورتاً ارتباط دارند. این بیان استدلال وجودشناسانه بر ارتباط فلسفه و طب است.

 

احمد شَه گـُـلی
دانشجوی دکترای فلسفه و کلام اسلامی

منتشر شده در فصلنامه علمی پژوهشی روش شناسی علوم انسانی
۳۱ صفحه، ۳۰۰ کیلوبایت، PDF

پیکوفایل | مدیافایر | پرشین گیگ